لغت نامه دهخدا
( جزیرةالباب ) جزیرةالباب. [ ج َ رَ تُل ْ ] ( اِخ ) این جزیره در دریای خرزان برابر دربند خرزان واقع است. از آنجاروین خیزد که به همه جهان ببرند و رنگ رزان از آن بکار برند. ( از حدود العالم چ دانشگاه تهران ص 24 ).
( جزیرةالباب ) جزیرةالباب. [ ج َ رَ تُل ْ ] ( اِخ ) این جزیره در دریای خرزان برابر دربند خرزان واقع است. از آنجاروین خیزد که به همه جهان ببرند و رنگ رزان از آن بکار برند. ( از حدود العالم چ دانشگاه تهران ص 24 ).
این جزیره در دریای خرزان برابر در بند خرزان واقع است. از آنجا روین خیزد که بهمه جهان ببرند و رنگ رزان از آن بکار برند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جزیره رانده یک دریا ز خون روسیان موج از آن دریای خون کوه کلان انگیخته
💡 حوث به عربی ( الحُوث ) دهستان بزرگی از توابع استان عمران در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان واقع میباشد.
💡 مدار بیم و بیا شو سوار من اکنون کز این جزیره پرخوف آرمت بیرون
💡 که از حکایت شیر و سفینه یاد آور که در جزیره به حفظ سفینه بست کمر
💡 بزرگترین جزیره این استان جزیره بوگنویل است که در ضمن بزرگترین جزیره مجمع الجزایر سلیمان نیز میباشد.
💡 پس از شکستن کشتی که دل به مرگ بداد ز لطف ایزدی اندر جزیرهای افتاد