تهی میانی
لغت نامه دهخدا
تهی میانی. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] ( حامص مرکب ) بی مغزی. کم ظرفی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
پس از این همه مناقب، خجلم خجل پشیمان
که ثنای خویش گفتن بود از تهی میانی.نظامی ( یادداشت ایضاً ).آن باد که این دهل زبانی
باشدتهی و تهی میانی.نظامی.رجوع به تهی میان و تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
بی مغزی کم ظرفی
جمله سازی با تهی میانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساحت این باغ حدود ۶۶هزار مترمریع است. باغ براساس اصول و روشهای باغهای ایرانی ساخته شده و رود و حوض میانی آن یادآور باغهای ایرانی است.
💡 دو نوع متداول از میاندوراهبُری وجود دارد که که یکی میانی و دیگر دوسو است. هر دو نوع روش مزایا و معایب مختلفی دارند.
💡 مرکز دهستان لیراوی جنوبی، شهر (امام حسن) و مرکز دهستان لیراوی میانی، روستای (والفجر) میباشد.
💡 عجب نبود حزین، از عشق اگر عمر ابد یابم که پیوند رگ جان کرده ام، نازک میانی را
💡 به زنار مغان بستند عرفی را میان، آری میانی این چنین شایسته، بی زنار کی ماند
💡 چه خوش باشد کناری از میان لاله رخساری چه خوش باشد میانی از کنارِ سرو بالایی