بسر زلف صحبت د

لغت نامه دهخدا

بسر زلف صحبت داشتن. [ ب ِ س َ رِ زُ ص ُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از پریشان و تیره روز بودن. ( غیاث ) ( آنندراج ). پریشان بودن و کردن. ( مجموعه مترادفات ص 76 ). || اظهار رنجش نمودن. ( غیاث ) ( آنندراج ).

جمله سازی با بسر زلف صحبت د

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو کم ز غنچه و ما کم ز عندلیب نه ایم چرا به صحبت ما وا نمی شوی به ازین؟

💡 فاطمه نزد پدر رفت ديد جماعتى گرد او به صحبت نشسته اند. شرم مانع شد كه از وىچيزى بخواهد (بدون اظهار حاجت ) به خانه بازگشت.

💡 صحبت همدرد زندانم را گلستان می‌کند هم‌نوایی کاش در کنج قفس می‌داشتم

💡 اولین فیلمی که وی به جای جان وین صحبت کرد فیلم «افسانه گمشدگان» بود. وی در طول مدت کاری خود بیش از هشتصد فیلم دوبله کرد.

💡 دوزخ نقدست صحبت با خدا بیگانگان رحم برخود کن،درین زندان وحشت جامگیر

💡 دامن ز ننگ صحبت من چید هرکه بود غیر از جنون عشق که از من بتر نداشت

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز