اویزه بند

لغت نامه دهخدا

( آویزه بند ) آویزه بند. [ زَ / زِ ب َ ] ( نف مرکب ) آویزه بندنده. آویزه بسته:
چو گوش خدیو از لاَّلی پند
شد از روی اخلاص آویزه بند.هاتفی.|| ( اِ مرکب ) بندی که رویان ( جنین ) دانه را بجفت متصل کند. ( فرهنگستان ).

فرهنگ معین

( آویزه بند ) ( ~. بَ ) ( اِ. ) بند ناف.

فرهنگ فارسی

( آویزه بند ) ۱ - ( صفت ) آنکه آویزه بندد آویزه بسته. ۲ - ( اسم ) بندی که جنین دانه را بجفت متصل کند بند ناف.

جمله سازی با اویزه بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پروژه آبرسانی حضرت اباالفضل در روستای بند محمد عبدالله از توابع بخش آبپخش استان بوشهر از آن پروژه‌هایی است که به صورت کاملاً مردمی و با همتی جهادی صورت گرفته‌است.

💡 از دست در چمن نگذارم پیاله را گویی چو نرگسم شده در کف ایاغ بند

💡 همچو خسرو کی رهد از بند خویش و هر دو کون هر که دل در حلقه زنجیر گیسویی نبست

💡 هر که از گوش خرد پنبه ی غفلت بکشد ای بسا بند که بی زحمت گفتن شنود

💡 خموش باش دلا عرض مدعا کردی زبان به بند، سر گریه را چو وا کردی

💡 5- مردى نزد امير مومنان آمد و عرض كرد من از نماز شب محروم شدم على عليه السلامفرمود:((انت رجل قد قيدوتك ذنوبك )) تو كسى هستى گناهانت تو را به بند كشيده است(270)

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز