لغت نامه دهخدا
اشیاف اخضر. [ اَش ْ ف ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) برای بیماریهایی که در اشیاف احمر یاد شد مفید است با این تفاوت که این اشیاف برای جلا و ازاله بیاض و سبل مؤثرتر است. رجوع به تذکره داود ضریر انطاکی ص 50 شود.
اشیاف اخضر. [ اَش ْ ف ِ اَ ض َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) برای بیماریهایی که در اشیاف احمر یاد شد مفید است با این تفاوت که این اشیاف برای جلا و ازاله بیاض و سبل مؤثرتر است. رجوع به تذکره داود ضریر انطاکی ص 50 شود.
برای بیماریهایی که در اشیاف احمر یاد شد مفید است با این تفاوت که این اشیاف برای جلا و ازاله بیاض و سیل موثر تر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی زمین ز لاله و گل پر نگار و نقش از سعی چرخ اخضر چون چرخ اعظمست
💡 در تنگ قند، مورچه را ره دادهای سبزه به گرد چشمهٔ اخضر کشیدهای
💡 ((و لعمرى لو كنا ناتى ما اتيتم ما فام للدين عمود، و لا اخضر للايمان عود.))(19)
💡 خالق اشیا که این دریای اخضر آفرید در کنار و دامنش، یاقوت و گوهر آفرید
💡 برای دوستداران پیادهروی در کوهستان، یک راه کوهستانی هست که روستا را به کوه اخضر (کوه سبز) میرساند.
💡 منتهی از رای اوست عقل که از یک نظر مشکل اسرار نه پرده اخضر گشاد