اسطرلاب تام

لغت نامه دهخدا

اسطرلاب تام. [ اُ طُ ب ِ تام م ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسطرلابی که تمام مقنطرات را از یک تا نود دارا باشد. ( التفهیم ص 297 ح ): و آلات رصد از کراسی و ذات الحلق و اسطرلاب های تام و نصفی... که موجود بود برگرفتم. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به اسطرلاب تمام شود.

فرهنگ فارسی

که تمام مقنطرات را از یک تا نود دارا باشد

جمله سازی با اسطرلاب تام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی از اولین کسانی است که رساله ای در مورد ساخت و کاربرد اسطرلاب نوشت که منبع جفری چاوسر برای رساله اسطرلاب خودش شد.

💡 منجم گفت: اسطرلاب بود آن و به معنی گرفتن و مفهوم ترکیبی آن تقدیر ستارگان است و آن آلتی است که برای مشاهده وضع ستارگان و تعیین ارتفاع آن‌ها و تشخیص اوقات به کار می‌رفته است.

💡 پوشيده نماند، كه در احتساب سايه ارتفاع به 45 ذرع، براى شاخص، نوعى مسامحهاعمال شده است و ما، در يكى از حواشى خود بر رساله اسطرلاب، آورده ايم. اما، تفاوت،چندان اندك است، كه اصلا محسوس ‍ نيست.

💡 در سال ۱۲۶۷ او با اهدای هفت وسیلهٔ ستاره‌شناسی از جمله یک اسطرلاب فارسی، یک حلقه‌دار و یک کره جغرافیایی به قوبلای‌خان به اعتبار خویش افزود. این نخستین حلقه‌دار و کره جغرافیایی در تاریخ ستاره‌شناسی چینی است.

💡 همچنین در برخی کتاب‌های نجومی در فصل یا فصل‌هایی به اسطرلاب و چگونگی کار با آن پرداخته شده‌است. از این جمله‌اند:

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز