لغت نامه دهخدا
ارجلیغکنت. [ ] ( اِخ ) نام موضعی نزدیک جند.
ارجلیغکنت. [ ] ( اِخ ) نام موضعی نزدیک جند.
نام موضعی نزدیک جند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سفرنامه کنت دو گو بینو سیاح و سفیر فرانسه در دربار قاجار از سورک نام برده شدهاست.
💡 از شمع وصال کمترک یابی نور ما کنت مقیداً بتیه و غرُور
💡 آدولف لودویگ کارل موریتز، کنت اوتوایلر (۳ ژوئن ۱۷۸۹ در زاربروکن، ناسائو-زاربروکن - ۱۰ دسامبر ۱۸۱۲ در ویلنیوس، امپراتوری روسیه)، یکی از اعضای خاندان شاهزاده ناسائو-زااربروکن، کونت و لیبروکن بود. ارتش وورتمبرگ. او به عنوان یک داوطلب در کمپین روسیه درگذشت.
💡 بنده گوید: «ربّی اللَّه و انت عدوّ اللَّه انت الدجال، و اللَّه ما کنت قطّ اشد بصیرة فیک منّی الآن.»
💡 بدانکه: موجب بعد اوصاف محب است و اوصاف او عین محبوب به مقتضای: کنت سمعه و بصره، لاجرم:اعوذ بک منک، میگوید.