ابن بسام شنتری

لغت نامه دهخدا

ابن بسام شنترینی. [ اِ ن ُ ب َس ْ سا م ِ ش َ ت َ ] ( اِخ ) او راست: کتاب الذخیره فی محاسن اهل الجزیره. تاریخ اندلس در قرن ششم هجری. وفات 542 هَ.ق. و ابن خلکان از این کتاب بسیار روایت کند با عنوان بسامی، و گاه ابن بسام.

جمله سازی با ابن بسام شنتری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل چو غم میخورد آن به که غم دوست خورد عمر چون میگذرد به که بسامان گذرد

💡 بسام رؤوف (عربی: بسام رؤوف؛ زادهٔ ۷ اکتبر ۱۹۶۸) بازیکن فوتبال اهل عراق بود.

💡 بسام هشام الراوی (تولد ۱۶ دسامبر ۱۹۹۷) یک بازیکن فوتبال اهل قطر است.

💡 به تنگ آورد لیلی بر مجنون را، نمی دانم که آن حسن بسامان چون به دل گنجید مجنون را؟

💡 هر که شد در سایه مهرت چو ذره آشکار کار بی سامان او را بس بسامان یافتند

💡 به راستى بسامان آوردن نابسامانيهاى دينى در اجتماع و دست يازيدن به حركتهاىاصلاحى و احياگرى در عصر انتظار، با فرهنگ انتظار ناسازگار است و زنده نگاهداشتنسنت دعوت دينى حرام و ناروا؟

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز