ککا
مترادفها
برادر
لغت نامه دهخدا
ککا. [ ک َ ] ( هزوارش، اِ ) به زبان زند و پازند، دندان را گویند و به عربی سن خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
ککا. [ ک َ ] ( اِ ) کَکی. سرگین و فضله آدمی را گویند. و به هندی کسی که آن را جمع نماید ککچی گویند و در اصل گه است.( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و رجوع به ککی و ککه شود.
فرهنگ فارسی
بزبان زند و پازند دندان را گویند و بعربی سن خوانند.
جمله سازی با ککا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاکیله kakila در اردلانی یعنی دندان آسیاب و در واژهنامه پازند صفحه ۲۷۱ ککا به معنی دندان آمده /