نساءه
مترادفها
زنان
لغت نامه دهخدا
( نساءة ) نساءة. [ ن ُ ءَ ] ( ع اِ ) تأخیر. ( از المنجد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). درنگ. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). تأجیل. نسیئة. ( المنجد ). || باعه بنساءة؛ به نسیه خرید آن را. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نسیئة شود.
نساءة. [ ن َ س َ ءَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناسی ٔ. رجوع به ناسی شود.
جمله سازی با نساءه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يا اهل الكوفه ! سوءا! لكم، مالكم خذلتم حسينا و قتلتموه و انتهبتم اموالهوورثتموه، و سبيتم نساءه، و نكبتوه ؟ فتبا لكم و سحقا