ملوک فریب
لغت نامه دهخدا
ملوک فریب. [ م ُ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) ملوک فریبنده. آنکه پادشاهان را فریفته خود کند. مفتون کننده شاهان:
گل صدبرگ و مشک و عنبر و سیب
یاسمین سپید و مورد بزیب
این همه یکسره تمام شده ست
نزد تو ای بت ملوک فریب.رودکی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
{{{?{{{ج{{{ر{ئ.?{/ف.{/جئ{..گ{{.?{ذخ.{{{{{/ئت{/ئ.{/.ط{/.س{#ثئ ( صفت ) ۱ - آنکه پادشاهان را فریب دهد. ۲ - آنکه پادشاهان را فریفته و شیدای و سازد: [ این همه یکسره تمام شدست نزد تو ای بت ملوک فریب. ] ( رودکی. چا. دکتر خطیب رهبر. ۳ )
جمله سازی با ملوک فریب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این همه یکسره تمام شدست نزد تو، ای بت ملوک فریب