لغت نامه دهخدا
دست چالاک.[ دَ ] ( ص مرکب ) دزد. ( آنندراج ). || زبردست. || جلدکار و چابکدست. ( ناظم الاطباء ).
دست چالاک.[ دَ ] ( ص مرکب ) دزد. ( آنندراج ). || زبردست. || جلدکار و چابکدست. ( ناظم الاطباء ).
دزد یا زبر دست یا جلد کار و چابکدست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دست مالیدی بر آن چالاک و چست تا بن گوشش کشیدی از نخست