دست چالاک
مترادفها
دست چابک، دست سریع، دست تیز
متضادها
دست کند، دست تنبل
لغت نامه دهخدا
دست چالاک.[ دَ ] ( ص مرکب ) دزد. ( آنندراج ). || زبردست. || جلدکار و چابکدست. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دزد یا زبر دست یا جلد کار و چابکدست
جمله سازی با دست چالاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دست مالیدی بر آن چالاک و چست تا بن گوشش کشیدی از نخست