پلوتارخ، نویسنده یونانی، این اثر را نه صرفاً برای ثبت وقایع تاریخی، بلکه با هدف روشن ساختن زوایای زندگی شماری از بزرگان روم و یونان در سده اول میلادی نگاشته است. این مجموعه زندگینامهها، که شامل گزارشهایی از دوران اساطیری رومولوس و اودیسه تا حدود پنجاه سال پیش از زمان نویسنده میشود، صرفاً به سالهای زندگی و کنشهای بیرونی این قهرمانان اکتفا نمیکند؛ بلکه به رازها و ابعاد درونی زندگی خصوصی آنها نیز میپردازد. یکی از ویژگیهای بارز این اثر، روی آوردن پلوتارخ به شیوهی مقایسهای است، بهگونهای که شرح حال یک قهرمان یونانی در کنار شرح حال یک قهرمان رومی قرار میگیرد تا از این طریق، همواره پای سنجش و مقایسه دو تمدن بزرگ یونان و روم به میان آید.
ترجمه فارسی کسروی، تمرکز ویژهای بر شخصیتهایی دارد که زندگینامه آنها در بخشی از سیر تاریخیشان با ایران یا پادشاهان ایرانی پیوند خورده است، که این امر اهمیت مضاعفی به این نسخه در میان متون تاریخی و ادبی فارسی میبخشد. اثر پلوتارخ، از دیرباز منبع الهامبخش بسیاری از متفکران، ادیبان و هنرمندان جهان بوده است. برای نمونه، نمایشنامهنویس توانا، ویلیام شکسپیر، بخش عمدهای از مواد خام لازم برای تراژدی مشهور خود، «جولیوس سزار»، را از این کتاب برگرفته است و تلاشهایی نیز برای برگرداندن بخشهایی از نظمهای آن به نثر فارسی انجام داده است. اهمیت این اثر به قدری است که مورخان و شرححالنویسان متعددی در آثار خود به نوشتههای پلوتارخ استناد کردهاند.
در مجموع، «سرگذشتها»ی پلوتارخ، اثری است که با ترکیب هنر زندگینگاری، تحلیل شخصیت، و مقایسه فرهنگی، بنیانهای فکری دو تمدن کلاسیک را به نمایش میگذارد. این کتاب، با تمرکز بر سرنوشت افراد نامور و تأثیر متقابل فرهنگهای یونانی و رومی بر یکدیگر، توانسته است تأثیری عمیق و ماندگار بر ادبیات غرب و جهان بگذارد؛ و ترجمه فارسی آن توسط احمد کسروی، پلی است برای دسترسی خواننده فارسیزبان به این میراث گرانبها، بهویژه در مواردی که سایهای از تاریخ ایران نیز بر این قهرمانان افتاده است.