گلشنی دمشقی، یکی از عارفان و اهل ادب روزگار خویش بوده است که ابنمعصوم، از علمای قرون گذشته، از او یاد کرده و وی را در شمار سالکان صافی و اهل تصوف دانسته است. بنا بر گفته ابنمعصوم، چون گلشنی از پاکدلان و اهل سیر و سلوک بوده، به لقب «صوفی» شهرت یافته است. این تعبیر نشان میدهد که گلشنی نه تنها در عرصه ادبیات، بلکه در طریقت عرفانی نیز جایگاهی شناخته شده داشته و احتمالاً با محافل صوفیان و عارفان شام و دمشق ارتباط داشته است.
در زمینه ادبیات، درباره او آمده است که «در ادب پایگاهی دارد، ولی شعرش متوسط است». این داوری نشان میدهد که گلشنی دمشقی، هرچند در میان شاعران و نویسندگان شناخته میشده، اما آثارش از نظر ادبی در حد شاهکارهای بزرگ زمان خود نبوده است. با این حال، همین جایگاه «میانه» در شعر عربی یا فارسی آن دوران، خود نشانهای از حضور فعال و فرهنگی او در محیط ادبی و عرفانی قرنهای گذشته است؛ محیطی که در آن، بسیاری از صوفیان و عالمان، شعر را ابزاری برای بیان اندیشههای معنوی خود میدانستند.
در منابع آمده است که گلشنی دمشقی اشعاری در مدح و ستایش شیخ محیالدین ابن عربی، عارف بزرگ اندلس، سروده است و گفته میشود که او در طریقت ابن عربی ملازم بوده است. در یکی از ابیات او آمده است: «اَمولایَ محیالدینِ اَنتَ الَّذی بَدَت / عُلومُکَ فِی الآفاقِ کَالغَیثِ مُذهِما». این شعر نشانگر ارادت عمیق او به ابن عربی و اعتقادش به گستردگی علم و عرفان اوست. از اینرو، گلشنی دمشقی را میتوان نمونهای از شاعران صوفیمشرب دانست که در کنار طبع شعر، به سیر و سلوک معنوی نیز اهتمام داشتهاند.