لغت نامه دهخدا
گرگ فسونگر. [ گ ُگ ِ ف ُ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم است. || آسمان. ( برهان ) ( آنندراج ).
گرگ فسونگر. [ گ ُگ ِ ف ُ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم است. || آسمان. ( برهان ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش بود دولت دنیا و جوانی آن را که شبی آمن ازین پیر فسونگر گردد
💡 چین معدن نافه بود ای شوخ فسونگر مه سیر به عقربکند ای لعبت سحار
💡 بدین سان جفا کس به عالم ندید که از تو فسونگر به جانم رسید
💡 درود از من بدان چشم فسونگر که دارد مر مرا بی خواب و بی خور
💡 فسونگر کرده بر خود چشم خود را زبان بسته به افسونْ چشم ِ بد را