لغت نامه دهخدا
گروی نامه. [ گ ِ رُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) رهن نامه. ( ناظم الاطباء ).
گروی نامه. [ گ ِ رُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) رهن نامه. ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) نامه ای مبتنی بر رهن گذاشتن چیزی نزد کسی رهن نامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محو یاری به خود کجا گروی ؟ هست از اویی ز خود چو نیست شوی
💡 همه کس بیند رخساره مه را از دور خنک آن کس که برد از بغل مه گروی
💡 تندی و تیزی استبداد نادری، هیچ مرد عادل و فرهیختهای را در درون طبقهٔ حکومتگر باقی نگذاشته بود که در اندیشهٔ اصلاحگری برآید و آخرین افرادی که در گروی نجات ایران داشتند را نیز به حاشیه راند.
💡 پیمبری بسخا گر کسی کند دعوی زدوستی سخا شاید ار بر او گروی
💡 صائب تلاش کن گروی از حیات گیر ورنه عنان عمر کجا می توان گرفت؟
💡 زهامون چو لشکر برآمد به تنگ از آن دو گرویی برون شد به جنگ