لغت نامه دهخدا
گردن برافراشتن. [ گ َ دَ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) طغیان کردن: اهل جمله آن ولایات گردن برافراشته تا نام ما بر آن نشیند و به ضبط ما آراسته گردد. ( تاریخ بیهقی ).
گردن برافراشتن. [ گ َ دَ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) طغیان کردن: اهل جمله آن ولایات گردن برافراشته تا نام ما بر آن نشیند و به ضبط ما آراسته گردد. ( تاریخ بیهقی ).
( مصدر ) ۱ - عاصی شدن طغیان کردن: اهل جمل. آن ولایات گردن برافراشته تا نام ما بر آن نشیند و بضبط ما آراسته گردد
💡 او در سال ۱۹۸۰ در مراسم برافراشتن پرچم فلسطین در محل شورای شهر داندی شرکت داشت. او تلاش کرده بود داندی با شهر نابلس، درکرانه باختری، تلاش کرده بود. در سال ۱۹۸۳ به مقام دبیر سازمان خیریه جنگ علیه نیازمندی رسید.
💡 1- برخى از اين روايات، به طور عام، هر نوع قيام و برافراشتن هر پرچمى را پيش ازظهور حضرت حجت عليه السلام محكوم مى كنند و پرچمدار آن را طاغوت مشرك معرفى مىكنند.
💡 شبه نظامیان وابسته به گروه تروریستی داعش پس از حمله به شهر «ماراوی» در جنوب فیلیپین اقدام به تخریب ساختمانها، گردن زدن رئیس پلیس و اسیر گرفتن کشیشهای کاتولیک و برافراشتن پرچمهای سیاه در این شهر کردند. در جریان این درگیریها ۲۱ نفر کشته شدهاند.
💡 - پاس چندين سال پرورش و تعليم، بزرگداشت سفير الاهى، و آورنده قرآن، يادخاطرات هماهنگى پيگير در برافراشتن پرچم توحيد و تجديد عظمت حق پرستى، وتشريح بزرگى و نبوغ روح حضرت محمد(ص )، عناصر گفتار امام پيرامون مقام والاىنبوت است.
💡 در قوانین نورنبرگ، شهروندی یهودیان در آلمان لغو شد. همچنین، آنها از نمایش دادن و برافراشتن پرچم رایش ممنوع شدند. به یهودیان اجازه نداده شد که خدمتکارانی زیر ۴۵ سال (آغاز سن پیری) استخدام کنند. علاوه بر این، ازدواجهای مختلط بهطور کامل ممنوع اعلام شد.