گرد میران

لغت نامه دهخدا

گردمیران. [ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج، واقع در 52000گزی جنوب خاوری سنندج و 24000گزی جنوب راه شوسه سنندج به همدان از دهکلان. هوای آن سردسیر و دارای 1000 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات وشغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالیچه، جاجیم وگلیم بافی و راه آن مالرو است. در دو محل بفاصله 3000گزی واقع، به گردمیران بالا و پائین معروف و سکنه ٔبالا 570 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج. هوای آن سرد و دارای ۱٠٠٠ تن سکنه است. محصول غله صنایع دستی قالیچه و جاجیم و گلیم بافی است.

جمله سازی با گرد میران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میران نامدارند این بندگان سلطان هریک چو حاتم طَیّ هریک چو رستم زر

💡 از شجاعت وز سخا نازند میران عرب وز فتوت وز کرم نازند شاهان عجم

💡 همه میران جهاندیده کزو یاد کنند خاک بوسند و بیالاینداز خاک جباه

💡 طلب کرد میران و میرزادگان به ایشان بیان کرد این داستان

💡 هزار سال ونباشد هزار سال بسی بحکم کام دل وکارمملکت میران

💡 آنچه میران مبارز نگرفتند بگیر آنچه شاهان مظفر نخریدند بخر