لغت نامه دهخدا
گرد بریدن. [ گ ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را دایره ای بریدن. تقویر. ( منتهی الارب ).
گرد بریدن. [ گ ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را دایره ای بریدن. تقویر. ( منتهی الارب ).
💡 دو گوش را ببستن، از عشوهٔ حریفان آنک آخر او ببرد، پیشین ازو بریدن