کوفت گری

لغت نامه دهخدا

کوفت گری. [گ َ ] ( حامص مرکب ) تذهیب و طلاکوبی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تذهیب و طلا کوبی

جمله سازی با کوفت گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا با حلقهٔ چرخ دو‌تا پشت بباید کوفت هر دم حلقهٔ مشت

💡 فرو کوفت بیچاره خر را به سنگ خر از دست عاجز شد از پای لنگ

💡 بال فرو کوفت مرغ مشرق و بنهاد در قفس آبنوس بیضه ئی از عاج

💡 کجا گرز کین کوفت کُه غار شد کجا نیزه زد عیبه گلنار شد

💡 کوفت اندر سینه‌اش انداختش پس گریزان شد چو هیبت تاختش

💡 برآورد بر سر فرو کوفت یال شدش خورد تارک از آن سنگ زال

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز