کهن فرش
مترادفها
فرش کهنه، فرش قدیمی
متضادها
نو، جدید
لغت نامه دهخدا
کهن فرش. [ ک ُ هََ / هَُ ف َ ] ( اِ مرکب ) فرش قدیمی. ( فرهنگ فارسی معین ). || کنایه از زمین است که به عربی ارض گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از زمین. ارض. ( فرهنگ فارسی معین ):
جای و علفش نه زین کهن فرش
از خوشه چرخ و گوشه عرش.خاقانی ( تحفةالعراقین، از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - فرش قدیمی. ۲ - زمین ارض: جای و علفش نه زین کهن فرش از خوش. چرخ و گوش. عرش. ( تحفه العراقین )
جمله سازی با کهن فرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه هنگام رازست و روز سخن بتازید با تیغهای کهن
💡 به دل گفت بیدار مرد کهن که آمد کنون روزگار سخن
💡 تو بفرمودی که حق را یاد کن زانک حق من نمیگردد کهن
💡 چو بشنید افراسیاب این سخن بدو تازه شد باز درد کهن
💡 بود دو تن را دو درخت کهن حاسد و محسود بدند آن دو تن
💡 نگه کردم این زیجهای کهن کز اختر فلاطون فگندست بن