کهن گرگ

لغت نامه دهخدا

کهن گرگ. [ ک ُ هََ / هَُ گ ُ ] ( اِ مرکب ) گرگ پیر. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ):
ز بیم سکه و نیروی شمشیر
هراسان شد کهن گرگ از جوان شیر.نظامی. || کنایه از دنیاست. ( آنندراج ). دنیا و فلک و گردون. ( ناظم الاطباء ):
تیرباران سحر دارم سپر چون نفکند
این کهن گرگ خشن بارانی از غوغای من.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گرگ پیر. ۲ - دنیا جهان

جمله سازی با کهن گرگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز زهدش، کهن زال گیتی یله؛ ز گرگ فلک، پاسبان گله

💡 درین دیرینه دشت محنت انگیز کهن گرگی بر او دندان کند تیز

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز