کلیز انگبین

لغت نامه دهخدا

کلیز انگبین. [ ک َ زِ اَ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )نحل. مگس عسل. منج انگبین. زنبور عسل. کبت انگبین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلیز شود.

فرهنگ فارسی

نحل. مگس عسل. زنبور عسل

جمله سازی با کلیز انگبین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از عشق نقش خاتم تست آنکه طبع موم با انگبین همی نبرد دوستی به سر

💡 تلخت شکر شود و به لب انگبین مده خارت سمن شود به گذار صبا مبر

💡 چو شمع از دوری شیرین در آتش که باشد عیش موم از انگبین خوش

💡 چنان کرشمه‌ی ساقی ربود عاشق را که درکشید می تلخ و انگبین دانست

💡 سخن گر خود همه سحر مبین است فراوان موم و اندک انگبین است

💡 چو دختر روی آن ماه زمین دید رخش چون گل لبش چون انگبین دید

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز