لغت نامه دهخدا
کلب حصاری. [ ک َ ح َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خدابنده لو است که در بخش قروه شهرستان سنندج واقع است و 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کلب حصاری. [ ک َ ح َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خدابنده لو است که در بخش قروه شهرستان سنندج واقع است و 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر چنین صائب به شور آیند ارباب سخن شور محشر را حصاری در نمکدان می کنند
💡 اهلی ز سنگ خوبان کنج لحد حصارست آسوده شو که نبود زین خوبتر حصاری
💡 کارم از کم سخنی غنچه صفت در گره است کرده عمریست حصاری لب خاموش مرا
💡 آمدم تا وادی خود دشمنان ره یافتند وای چون من بیخودی بر خود حصاری داشتم
💡 حصاری که دیوار او شد کهن نباشد مر آن را بسی اصل و بن
💡 زآن چشمکان کافر دارم حذر که دیدم صد ملک دل زبیمش در زلف تو حصاری