لغت نامه دهخدا
چغرواره. [ چ َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) چغرلاده ( مصحف چغزلاوه ). چغزابه. چغزلاوه. چغزپاره. جامه غوک. طحلب. و رجوع به چغزواره شود.
چغرواره. [ چ َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) چغرلاده ( مصحف چغزلاوه ). چغزابه. چغزلاوه. چغزپاره. جامه غوک. طحلب. و رجوع به چغزواره شود.
چغر لاده و چغزابه و چغز لاوه و چغز پاره ٠ جام. غوک ٠ طحلب ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدست خویش مرا وارهان ز غم مگذار به دیگری که بهر کس ارادت آسان نیست
💡 از حجاب خویش خود را وارهان جانفشان شو جانفشان شو جانفشان
💡 هر آن کو واره کاندر ره بگردد بهم کن بو که کارت به بگردد
💡 خواهی که از کدورت کونین وارهی صافی دلان میکده را با صفا ببین
💡 جام در ده و این دل پر درد را وارهان از ننگ و از نام ای غلام
💡 بخور می وارهان خود را ز سردی که بد مستی به است از نیک مردی