چادر تکیدن

لغت نامه دهخدا

چادرتکیدن. [ دَ / دُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خیمه برپا کردن. از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج ). چادر تکانیدن.

فرهنگ فارسی

خیمه بر پا کردن ٠ از اهل زبان بتحقیق پیوسته ٠

جمله سازی با چادر تکیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گمان حور و پری داشتم،ندانستم که دیو غم بدر آید ز زیر چادر عیش

💡 دو تاجدار مکان کرده در یکی اورنگ دو گلعذار نهان گشته در یکی چادر

💡 روزی که افکنیم ز جان چادر بدن بینی که رشک و حسرت ماهیم و فرقدیم

💡 بگو آنچه دانی و جان را بکوش وگر چادر خون به تن بر بپوش

💡 چادر خود را برو افکند زود مرد را زن ساخت و در را بر گشود

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز