لغت نامه دهخدا
( پیام آوریدن ) پیام آوریدن. [ پ َ وَ دَ] ( مص مرکب ) پیام آوردن. رجوع به پیام آوردن شود.
( پیام آوریدن ) پیام آوریدن. [ پ َ وَ دَ] ( مص مرکب ) پیام آوردن. رجوع به پیام آوردن شود.
( پیام آوریدن ) ( مصدر ) پیام آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شنیدستم که با مجمر شبی شمع پیامی کرد روشن بر سر جمع
💡 تا در دل من پیام تو خواهد بود پیوسته جهان به کام او خواهد بود
💡 نه سرلشگرم نی پیام آورم شما را من از جان و دل یاورم
💡 سرور لبتشنگان با اشک و آه شد پیام کبریا را عذرخواه
💡 تا پیام آید از آن جان جهان همچو جان پیدا و همچون جان نهان
💡 پیام دادم کز دولتش عجب دارم که قادرست به تأثیر همچو چرخِ اثیر