پگاه خیز

مترادف‌ها

سحرخیز

متضادها

شب‌خیز

لغت نامه دهخدا

پگاه خیز. [ پ َ / پ ِ] ( نف مرکب ) سحرخیز. بَکُر. بکیرُ. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) سحر خیز بکر.

جمله سازی با پگاه خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آرمل نگالا - بجنیگ داسو - ویلیام هتکو - مارتین آرشیل – پگاه گیلان – ۲۰۰۸

💡 علی عشوری زاد (ملوان - پگاه - سایپا - استیل آذین - داماش)

💡 بلاست دوری او، اوحدی، بکوش تو نیز مگر پگاه‌تر از پیش این بلا برویم

💡 پگاه دلبر دلجوی من ز حجره خویش نهاد دست بر آن روی بیروان و توان

💡 مرا مبَشر اقبال بامداد پگاه نوید عاطفت آورد از آستانه شاه

💡 بدیشان چنین گفت فردا پگاه چو خورشید تابان برآید ز گاه

💡 در آن پگاه خیز و روشن، پرندگان با شادی شروع به آواز خواندن کردند و نور خورشید بر دشت‌های سبز و وسیع تابیده بود.

💡 او همیشه در آن ساعت‌های پگاه خیز از خواب برمی‌خیزد تا قبل از شلوغی شهر، تمرینات ورزشی خود را در پارک انجام دهد.

💡 مناظر زیبایی که در زمان پگاه خیز در کوهستان مشاهده می‌شود، تجربه‌ای متفاوت و بسیار آرامش‌بخش برای تمام کوهنوردان فراهم می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران