نفط خیز

مترادف‌ها

نفت‌دار

متضادها

بی‌نفط

لغت نامه دهخدا

نفطخیز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) نفت خیز. رجوع به نفت خیز شود.

فرهنگ فارسی

نفت خیز

جمله سازی با نفط خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچو ستاره سوی شیطان کفر نفط زنانیم و شرار آمدیم

💡 هرزه و بیهُده مپردازید نفط در خرمنم میندازید

💡 قد پستت سزای نفط و نی است تو کجا اهل خرقه و صوفی

💡 مسجد و صومعه ات را که عبادتگه تست بوریا سازد و نفط ارز سر کبر و ریاست

💡 آتش بدل اندر زدی و نفط بجان آن گه گویی که راز ما دار نهان‌

💡 هر یکی در دفع دیو بدگمان هست نفط‌انداز قلعهٔ آسمان

💡 اکتشاف در مناطق نفط خیز می‌تواند منبع درآمد بسیار عظیمی برای کشورهای در حال توسعه و باعث بهبود وضعیت اقتصادی آن‌ها شود.

💡 مهندسان نفت با استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته، در تلاش هستند تا لایه‌های عمیق زمین را در مناطق نفط خیز برای استخراج بیشتر بررسی کنند.

💡 توسعه‌ی زیرساخت‌های حمل و نقل در مناطق نفط خیز برای انتقال ایمن و سریع منابع انرژی به بازارهای جهانی بسیار حیاتی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران