لغت نامه دهخدا
پاس دیس. ( فرانسوی، اِ ) نوعی از بازی که با سه طاس [ کعبة ] کنند و برای بردن آن باید از ده بیشتر داشت.
پاس دیس. ( فرانسوی، اِ ) نوعی از بازی که با سه طاس [ کعبة ] کنند و برای بردن آن باید از ده بیشتر داشت.
نوعی از بازی که به سه تاس کنند و برای بردن آن باید از ده بیشتر داشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز پاس معدلت او، عجب نباشد اگر صدا ز کوه نیارد دگر جواب گرفت
💡 تا به کی بسمل خود را نگران میداری تیر در ترکش و پاس دگران میداری
💡 دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم شکایت تا سر مژگان رسید و بازگرداندم
💡 حجاب عشق از پاس ادب غافل اگر گردد شکوه حسن مجنون را زمحمل باز می دارد
💡 گفتهای: بیدار باید عاشق دیدار ما پاس این حرف تو دارد دیدهٔ بیدار ما
💡 عجم و شام را به پاس و ز داد چون دل و دست خویشتن بگشاد