پادشاه درندگان

لغت نامه دهخدا

پادشاه درندگان. [ دْ / دِ هَِ دَ رَ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی ) شیر. اسد.

فرهنگ فارسی

شیر

جمله سازی با پادشاه درندگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «سفیانی بر شام غالب می‌شود، آنگاه در قرقیسیا نبردی بین آنها رخ می‌دهد، تا اینکه پرندگان آسمان و درندگان زمین از کشته‌های آنها سیر می‌شوند.»

💡 كلمه وحوش جمع وحش است، و اين كلمه به معناى حيوانى است كه هرگز با انسانها انسنمى گيرد، مانند درندگان و امثال آن.

💡 امام فرمود: او دروغ مى گويد و زينب در فلانسال وفات كرد. متوكل گفت: دليلى بر بطلانقول او بيان كن. امام فرمود: گوشت فرزندان فاطمه عليهاالسلام بر درندگان حراماست، او را بفرست نزد شيران اگر راست مى گويد!

💡 متوكل از امام خواست از محل درندگان خارج شود و از حضرت عذر خواست كه نظر بدىدرباره شما نداشتيم، مقصودمان اين بود سخن شما ثابت شود.

💡 مقدس ترين حكومتى كه در شرق پا گرفته بود و اميد مى رفت عدالت سياسى و اجتماعىرا ميان مردم حاكم كند، درهم پيچيده شد و گرگهاى خونخوار و درندگان اموى و ديگرقبايل قريش، آن را برنتافتند و مانع تحقق اهداف و آرمانهاى والاى آن شدند.

💡 او جوانمردى بود از دختر جوانى با حيا شرمگين تر و از شمشير دولبه تيزتر وبرنده تر از شيران بيابانى شجاعتر و از درندگان بيشه ها پرجراءت تر بشمار مىرفت

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز