لغت نامه دهخدا
وازپیچ. ( اِ ) بادپیچ. رجوع به بادپیچ، وازنیچ، وازینج شود.
وازپیچ. ( اِ ) بادپیچ. رجوع به بادپیچ، وازنیچ، وازینج شود.
باد پیچ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترجمه: به سويش بياييد و از او بترسيد و نماز را بر پا داريد واز مشركان نباشيد.
💡 و هركس خدا ورسولش را نافرمانى كند واز حدود الهى تجاوز نمايد، خدا او را وارد آتشى مى كند كه هميشه در آن مى ماند وبراى او عذابى خواركننده است.
💡 خداوند هم سبب ساز و هم سبب سوز است. با يك عصا واز دست يك نفر، يك بار آب را مى خشكاند و يك بار آب را جارى مى سازد.
💡 چه چیز آن (و) چه چیز این واز پی چه چنین؟ چه چیز آن که بدین هر دو بر بود سالار؟
💡 در نزديكى شهر ( ملطيه ) ميان سپاهيان روم و مدافعان مسلمان، نبرد شديدى درگرفت واز طرفين، تعداد زيادى كشته، زخمى و اسير گرديدند.