واز تنگه

لغت نامه دهخدا

وازتنگه. [ ت َ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان نائیج بخش نور شهرستان آمل که در بیست و شش هزارگزی مغرب آمل و سه هزارگزی واز واقع شده است و دارای 20 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان نائیج بخش نور شهرستان آمل که در بیست و شش هزار گزی واز واقع شده است و دارای ۲٠ تن سکنه است.

جمله سازی با واز تنگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این تنگه دریای چوکچی (بخشی از اقیانوس منجمد شمالی) در شمال را با دریای برینگ (بخشی از اقیانوس آرام) در جنوب به هم می‌پیوندد)

💡 به هر صورت در نهایت حفظ سرپل کوبان مُیَسر نشد و ارتش هفدهم تا فصل پائیز رفته‌رفته وادار به عقب‌نشینی از را تنگه کرچ به کریمه شد.

💡 بس به تنگ آمد مرا از هرچه جز عشقست دل میفروشم خویش را یک تنگه در بازار عشق

💡 درِ اَلان که در زبان‌های گوناگون دریال نامیده می‌شود تنگه‌ای است در قفقاز در مرز روسیه و گرجستان.

💡 کنسول آپیوس کلودیوس کائودکس با فرمان گذر از تنگه مسینا، در رأس یک هیئت نظامی آماده شد.

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز