لغت نامه دهخدا
هنگ دان. [ هَُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کنگان شهرستان بوشهر. دارای 100 تن سکنه، آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و خرما و انار و میوه های دیگر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
هنگ دان. [ هَُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کنگان شهرستان بوشهر. دارای 100 تن سکنه، آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و خرما و انار و میوه های دیگر است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مبادا هیچ سر بیهوس و بی هنگ که این سر نیست باشد پاره ئی سنگ
💡 چنین گفت پس با دلیران جنگ که ای شیرمردان باهوش و هنگ
💡 از بزرگیست در دماغ تو کبر وز کریمیست در نهاد تو هنگ
💡 ساقی از رخساره هوش و مطرب از آهنگ هنگ
💡 به میدان کین آمدی جنگجو به پیش یلان زودتر هنگ جو
💡 بسی شاد شد پهلو تیزچنگ دعا کرد بر دیو با فر و هنگ