همای ازاد

لغت نامه دهخدا

( همای آزاد ) همای آزاد. [ هَُ ] ( اِخ ) نام دختر بهمن است که زن پدر خود بوده به شریعت زردشت و داراب از او تولد یافته. ( برهان ). دختر بهمن بن اسفندیار بوده که سی سال پادشاهی ایران نموده پس داراب پسر خودرا ولی عهد نمود. او را چهرآزاد نیز می گفتند. از بناهای او شهر چهرازادگان است که آن را معرب کردند و جرفادقان گویند و بعضی گلپایگان خوانند. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

( همای آزاد ) نام دختر بهمن است که با پدر خود ( بهمن ) مزاوجت کرد و داراب از او متولد شد.

جمله سازی با همای ازاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ندارم بر همای جنت افسوس خوشم چون جغد با ویرانه طوس

💡 سپس بر به دوش همایون فکند چو مهر از پس کوهسار بلند

💡 تو گفتی که از تیر آن نامور همایون همایی است پر بال و پر

💡 ۱- ترانهٔ ای خدا با صدای هایده (آخرین همکاری هایده و همایون خرم)

💡 زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسید سایه گویا به سرم، بال همایی دارد

💡 ماو جناب شاه، که بخت هنروران از خاک آن جناب همایون همی شود

یکهفته یعنی چه؟
یکهفته یعنی چه؟
منشور چشمی یعنی چه؟
منشور چشمی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز