لغت نامه دهخدا
هست استا. [ هََ اَ ] ( اِ مرکب ) جادوگر و ساحر و افسونگر. ( ناظم الاطباء ). || جادویها. ( مهذب الاسماء ) ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). رجوع به هست واَستا شود.
هست استا. [ هََ اَ ] ( اِ مرکب ) جادوگر و ساحر و افسونگر. ( ناظم الاطباء ). || جادویها. ( مهذب الاسماء ) ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). رجوع به هست واَستا شود.
جادوگر و ساحر و افسونگر جادویها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوی استا شد روان از هر طرف مشتریها کیسه ی زرشان بکف
💡 هر که از استا گریزد در جهان او ز دولت میگریزد این بدان
💡 زین دو جوشش قوت حسها شدم روح گشتم پس ترا استا شدم
💡 واعظا چند خوانیم به بهشت استا ن برای ما ازو نگذریم فرما تو