نیک پیمان
مترادفها
پیمان نیک، عهد خوب
متضادها
پیمانشکنی
لغت نامه دهخدا
نیک پیمان. [ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) نکوعهد. وفادار.
فرهنگ فارسی
نکو عهد. وفادار.
جمله سازی با نیک پیمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز جور و جفا هرچه ممکن بود بکن ترک پیمان و یاری مکن
💡 من با دگری دست به پیمان ندهم دانم که نیوفتد حریف از تو بهم
💡 خرد با جان تو جستست وصلت هنر با طبع تو بستست پیمان
💡 دل زان بت پیمان گسلم میسوزد برق غم او متصلم میسوزد
💡 خیز که از توبه پشیمان شدم ساقی پیمان شکنم آرزوست