نکو چادر

لغت نامه دهخدا

نکوچادر. [ ن ِ دَ / دُ ] ( ص مرکب ) که چادری زیبا و خوش رنگ بر سر اندازد. کنایه از زنی که ظاهری زیبا و جامه آراسته دارد. کنایه از زنی که در زیر چادر قامتش زیبا جلوه کند. خوش چادر. آنکه ظاهری زیبا دارد:
تهیدست با هیبت و نام و ننگ
زن زشت روی نکوچادر است.سعدی.

فرهنگ فارسی

که چادری زیبا و خوشرنگ بر سر اندازد. کنایه از زنی که ظاهری زیبا و جام. آراسته دارد. کنایه از زنی که در زیر چادر قامتش زیبا جلوه کند.

جمله سازی با نکو چادر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این فصل به بعد چادر استودیوی مجموعه، بر خلاف فصل قبلی که در نقاط مختلف خارجی برپا می‌شد، به‌طور دائمی در کاتسوالدز ثابت خواهد بود.

💡 نگه کرد و پیسه یکی مار دید که آن چادر از خفته اندر کشید

💡 چگونه برگشاد این چادر گنج اگرچه برده بُد او سالها رنج

💡 شب به پیش رخ چون ماه تو چادر می‌بست من چو مه چادر شب می‌بدریدم همه شب

💡 سیاه چادر عشایر سنگسری که «گوت» نام دارد منحصر به فرد است و در مقایسه با سیاه چادر دیگر عشایر ایران از ساختار ویژه‌ای برخوردار است.

💡 از طرف كليد دار حرم يك چادر و يك پيراهن به آن زن داده شد و سپس چادر و پيراهن آن زنگرفته قطعه قطعه نموده و به عنوان تبرك به مردم دادند.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز