لغت نامه دهخدا
نعره کردن. [ ن َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نعره زدن:
مست ناز من به سوی صومعه بگذشت دوش
دید صوفی جلوه قد نعره مستانه کرد.نصیرای بدخشانی ( آنندراج ).
نعره کردن. [ ن َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نعره زدن:
مست ناز من به سوی صومعه بگذشت دوش
دید صوفی جلوه قد نعره مستانه کرد.نصیرای بدخشانی ( آنندراج ).
نعره زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3 - از اين آتش سوزان توصيف به تغيظ شده است، و آن عبارت از حالتى است كه انسانخشم خود را با نعره و فرياد آشكار مى سازد.
💡 حاضران کردند چون حکم رسول الله اصغا نعره شادی به گردون شد بلند از پیرو برنا
💡 تو می روی و خسرو نعره زنان به پیشت سلطان و صد تجمل چاوش وهای و هویی
💡 تفسير ديگر اينكه مراد دشمنى و خشم آنها بر خويشتن در قيامت است، چرا كه وقتى نتيجهكار خود را در آنجا مشاهده مى كنند سخت پشيمان و ناراحت مى شوند، ناله و نعره آنها بلندمى شود، از شدت ناراحتى دو دست خود را گاز مى گيرند: و يوم يعض الظالم على يديه(فرقان - 27).
💡 البته امروز نيز مالكيت خداوند در سراسر عالم حاكم است، اما در قيامت ظهور و بروزتازهاى پيدا مى كند، در آنجا نه خبرى از حكومت جباران است، و نه از نعره هاى مستانهطاغوتيان.
💡 بر در مردان جهان، حلقه بزن نعره زنان فاش بگو از دل و جان یار جلاخذبیدی