لغت نامه دهخدا
( نرم آواز ) نرم آواز. [ ن َ ] ( ص مرکب ) رخیم. ( بحر الجواهر ) ( مهذب الاسماء ). نرم آوا. که صدائی ملایم و لطیف دارد. که آهسته و به شرم سخن گوید: خَنِبة؛ با ناز وکرشمه و نرم آواز. ( منتهی الارب ). رجوع به نرم شود.
( نرم آواز ) نرم آواز. [ ن َ ] ( ص مرکب ) رخیم. ( بحر الجواهر ) ( مهذب الاسماء ). نرم آوا. که صدائی ملایم و لطیف دارد. که آهسته و به شرم سخن گوید: خَنِبة؛ با ناز وکرشمه و نرم آواز. ( منتهی الارب ). رجوع به نرم شود.
( نرم آواز ) رخیم نرم آوا که صدایی ملایم لطیف دارد.
💡 روز بدر را ياد مى آورم كه ما همگى به پيامبر صلى الله عليه و آله پناهنده بوديم و اواز همه ما به دشمن نزديكتر بود، و آن روز از همه سخت تر مى جنگيد.(1041)
💡 زيرا هنگامى كه راضى به چيزى نباشد حتما اراده آن را نخواهد كرد، مگر ممكن است اراده اواز رضاى او جدا باشد؟
💡 (و هر كسى تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى كند، و به اواز جايى كه گمان ندارد، روزى مى دهد) (طلاق - 2 و 3)
💡 پيامبر فرمود: الله اكبر الله اكبر خدايا خوات را هدايت فرما،(829) پس از آن روز اواز مسلمانان واقعى شد و مورد هدايت قرار گرفت.(830)
💡 گفت: (آرى ! تنها براى زيارت سالارم و نمازگذاردن در كنار قبر او و نثار درود بر اواز نزديك....)