لغت نامه دهخدا
نجوم دانی. [ ن ُ ] ( حامص مرکب ) علم نجوم دانستن. رجوع به نجوم شود.
نجوم دانی. [ ن ُ ] ( حامص مرکب ) علم نجوم دانستن. رجوع به نجوم شود.
دانستن علم نجوم اخترشناسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا دهد آفاق را خلعت نور آفتاب تا به تمامی نجوم نیاید اندر حساب
💡 که ای سپهر محامد، که روز و شب از مهر نثار کرده زر و سیم و بر سر تو نجوم
💡 تا هر شبی کنار فلک گردد از نجوم چون چشم عشق بازان پر در شاهوار
💡 ور محل مدح و اوصاف تو دانندی نجوم مدحتت را از فلکها درج و دیوان باشدی
💡 بر زمین از بس هجوم آورد اشکم چون نجوم مینیارستم زمین را فرق کرد از آسمان
💡 وى نزد استادان فرزانه اى به فراگيرى منطق، فلسفه، رياضيات، طب، نجوم و...پرداخت.