لغت نامه دهخدا
ناهارخوران. [ خوَرْ / خ ُ ] ( اِخ ) نام ایستگاهی است در راه آهن شمال.
ناهارخوران. [ خوَرْ / خ ُ ] ( اِخ ) نام ایستگاهی است در راه آهن شمال.
نام ایستگاهی است در راه آهن شمال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه ز بهر دانهپاشی شام دادیم و ناهار گه پی حاکمتراشی سنگ و سوهان ساختیم
💡 ای پسر سفره بینداز که شد وقت ناهار راستی عصر بنا بود سواری و شکار
💡 وقتى كه خدمتگزار از اتاق خارج شد، ايشان با چهره اى متبسم و دلى آرام خطاب به منفرمودند: (عهد كرده ام هيچ وقت قبل از نماز ناهار نخورم، اگر زمانى ناهار راقبل از نماز خوردم، يك روز را روزه بگيرم.(54)
💡 در ايّام كودكى به مدرسه مى رفتم مرسوم بود بعضى از روزها ناهار دانش آموزان را بهمكتب مى آوردند و دسته جمعى همه با هم همراه با معلّم غذا مى خورند.
💡 در ژاپن سنت ارائه ناهار مدرسه در اوایل قرن ۲۰ آغاز شد. قحطیهای پس از جنگ جهانی دوم باعث شد دولت ناهار مدارس را در مناطق شهری رواج دهد.
💡 به عفو او که جهانی کبایر از سر ذوق فرو برد که شکسته نگرددش ناهار