ناطق لکهنوئی

لغت نامه دهخدا

ناطق لکهنوئی. [ طِ ق ِ ل َ هََ] ( اِخ ) مؤلف صبح گلشن آرد: «لاله دهنی است رای پسر منشی تیجرای از کایتهان دارالحکومت لکهنو به خوشگوئی اتصاف داشت و در زمان تألیف آفتاب عالمتاب علم شاعری می افراشت ». او راست:
شور محشر بود ترانه ما
بانگ صور است در چغانه ما
چه کنم ناصحا ز روز ازل
می و نقل است آب و دانه ما.

فرهنگ فارسی

مولف صبح گلشن آرد: لاله دهنیست رای پسر تیجرای از کایتهان دارالحکومت لکهنو به خوشگوئی اتصاف داشت و در زمان تالیف آفتاب عالمتاب علم شاعری می افراشت.

جمله سازی با ناطق لکهنوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از (صابر) دلخسته بگوئید بیاران صامت بنشینید که ناطق نتوان بود

💡 کلام حقّ همی ناطق بدین است که باطل دیدن از ضعف یقین است

💡 آفرین و مدح او گویند اگر ایزد کند آسمان را ناطق و سیارگان را جانور

💡 ناطق نگشت تا به علی قلب مصطفی معراج و وحی منزل و نطق و بیان نبود

💡 ای بسا ناطق که الکن گشت و رفت تخم اینجا ناگهان افکند و رفت

💡 اگر فقیری و ناگفته راز می‌شنوی بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز