لغت نامه دهخدا
ناربودنی. [ رُ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل ربودن نیست. که ربودنی نیست. که نتوانش ربود.
ناربودنی. [ رُ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل ربودن نیست. که ربودنی نیست. که نتوانش ربود.
که قابل ربودن نیست که ربودنی نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بباشد همه بودنی بی گمان تو خواهی دژم باش و خواه شادمان
💡 إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ لَواقِعٌ (۷) که عذاب خداوند تو بودنی است.
💡 این زبانهای خدایاند، ای پسر بودنیها زین زبانها چون کلام
💡 وگر نشنود بودنیها درست بباید هماکنون ز جان دست شست
💡 ز لشکر جهاندیدگان را بخواند همه بودنی پیش ایشان براند