لغت نامه دهخدا
ناخن در دیده ریختن. [ خ ُ دَ دی دَ / دِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه ازکمال آزار دادن و رنجانیدن. ( آنندراج ):
بهله هرگاه کند بر کمرش دست دراز
رشک در دیده من ناخن شاهین ریزد.صائب ( از آنندراج ).
ناخن در دیده ریختن. [ خ ُ دَ دی دَ / دِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه ازکمال آزار دادن و رنجانیدن. ( آنندراج ):
بهله هرگاه کند بر کمرش دست دراز
رشک در دیده من ناخن شاهین ریزد.صائب ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوریا در ناخن عابدزنان هر دم که خیز حلقه بیرون کن زگوش وطوق پس پیش من آر
💡 گره از ابرو گشاید گرچه چون ناخن خم طاقش ترا از غم گره هرگز نیفتد بر جبین یارب
💡 به رنگ غنچه کز موج هوا در باغ بگشاید دلم بگشود بر زخمش فلک زد هر قدر ناخن
💡 دست تا بر ساز زد مطرب، دل ما خون گریست از زمین ما به ناخن آب میآید برون
💡 سندرم ناخن زرد با مصرف برخی داروها مرتبط است، بهعنوان مثال پنی سیلامین، بوسیلامین و تیومالات سدیم.