لغت نامه دهخدا
نائب سفارت. [ ءِ ب ِ س ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) دبیر. کارمند سفارتخانه که مانند وزیر مختار وسفیرکبیر دارای مصونیت سیاسی است و در غیاب آنها میتواند کاردار ( شارژدافر ) بشود. ( فرهنگستان ایران ).
نائب سفارت. [ ءِ ب ِ س ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) دبیر. کارمند سفارتخانه که مانند وزیر مختار وسفیرکبیر دارای مصونیت سیاسی است و در غیاب آنها میتواند کاردار ( شارژدافر ) بشود. ( فرهنگستان ایران ).
دبیر. کارمند سفارتخانه که مانند وزیر مختار و سفیر کبیر دارای مصونیت سیاسی است و در غیاب آنها می توان کار دار بشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه تو خوانیش دزد نفس وزیر است همچو وزارت که هست نفس سفارت
💡 از تاریخ ۲۴ مهر ماه ۱۳۵۰ بین ایران و قطر روابط سیاسی در سطح سفارت برقرار گردید.
💡 در میان سفارتنامههای برجسته میتوان موارد زیر را نام برد.
💡 سفارت اندونزی در قاهره یک منطقهٔ مسکونی و نمایندگی سیاسی این کشور در مصر است که در قاهره واقع شدهاست.