لغت نامه دهخدا
میش ماست. ( اِ مرکب ) ماستی که از شیر میش ساخته شود. دوغ فروشان در هنگام عرضه کردن متاع خویش فریاد می زنند: دوغ عرب میش ماسته. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
میش ماست. ( اِ مرکب ) ماستی که از شیر میش ساخته شود. دوغ فروشان در هنگام عرضه کردن متاع خویش فریاد می زنند: دوغ عرب میش ماسته. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
ماستی که از میش گرفته شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اينك، هر كس كه خواهان جانبازى در راه ماست، و خود را آماده ديدار با خداوند مى بيند، با ما آماده حركت شود.
💡 خشک مغزان گهر از بحر به ساحل بردند کشتی ماست که در دامن ساحل مانده است
💡 از دل روشن رگ خواب جهان در دست ماست گر به ظاهر همچو چشم یار مدهوشیم ما
💡 يا على ! هر كس ما را دوست داشته باشد از عرب است (يعنى از ماست ) و كسى كه ما رادشمن داشته باشد بى دين است.
💡 همیشه جام حریفان ز می لبالب بود به دور ماست که یک جرعه در ایاغ نماند
💡 (خود) با (من) متفاوت است. (خود) تمامیّت روانی ماست و از خودآگاهی و اقیانوس بیکران روح نشأت میگیرد.