لغت نامه دهخدا
میزبان گستری. [ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب )مهمانداری. ( ناظم الاطباء ). مهمان نوازی. پذیرایی میهمان از دل و جان. و رجوع به میزبان و میزبانی شود.
میزبان گستری. [ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب )مهمانداری. ( ناظم الاطباء ). مهمان نوازی. پذیرایی میهمان از دل و جان. و رجوع به میزبان و میزبانی شود.
مهمانداری مهمان نوازی پذیرایی میهمان از دل و جان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شیرین لابه های میزبان دید به برهان گفتنش شیرین زبان دید
💡 گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه نامهربان من تو که مهمان نیامدی
💡 بجز در تو امل در نشد به هیچ دری که تازه روی نخندید میزبان کرم
💡 در طول اواسط سال ۲۰۱۵، میلان همچنین میزبان اکسپو ۲۰۱۵، شریک جوایز امسال بود.
💡 موسم روزه به نزدیک تو مهمان آمده است میزبان چون تو نیابد نزد تو ز آن آمده است
💡 تا ترا در خاکدان ناسوت باشد میزبان کی توان لاهوت را در خانه مهمان داشتن