لغت نامه دهخدا
ملامت ناک. [ م َ م َ ] ( ص مرکب ) سزاوار ملامت و نکوهش. ( ناظم الاطباء ).
ملامت ناک. [ م َ م َ ] ( ص مرکب ) سزاوار ملامت و نکوهش. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملامت افراد ضعيف الايمان كه شايعات دشمن ساخته را پراكنده مى سازند
💡 ملامت مرد عاشق را چو باد اندر قفس باشد کجا در گوش جان گیرد مرا زینگونه افسانه
💡 مردم گفتند: آن كسى كه مردم را به زنا ملامت مى كرد خود زنا كرد. پادشاه امر كرد وى رابه دار آويزند.
💡 چون بیدلان ز سنگ ملامت متاب روی خندان چو کبک مست درین کوهسار باش
💡 به جان و سر که نگردانم از وصال تو روی و گر هزار ملامت رسد به جان و سرم
💡 (يوسف ) گفت: امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست. خداوند، شما را مى بخشد و اومهربان ترينِ مهربانان است.