مشاهدت کردن
مترادفها
دیدن، مشاهده کردن، نظاره کردن
متضادها
نادیده گرفتن
لغت نامه دهخدا
مشاهدت کردن. [ م ُ هََ / هَِ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دیدن. نگریستن. نگاه کردن. نظرنمودن. ملاحظه کردن. معاینه نمودن: شیر تشمر او [ شتربه ] را مشاهدت کرد. ( کلیله و دمنه ). بدوباید پیوست و هول و خطر و... او مشاهدت کرد. ( کلیله و دمنه ). لشکر چون تفاوت حال هر دو طرف مشاهدت کردند از خدمت الیسع دور و نفور شدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).... تا آنجا آید و مشاهدت کند که چگونه پادشاه است به لطافت سخن و زلاقت زبان. ( مرزبان نامه ص 171 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مشاهده کردن:... تا آنجا آید و مشاهدت کند که چگونه پادشاه است بلطافت سخن و ذلاقت زبان...
جمله سازی با مشاهدت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و از این بود که شبلی رحمة اللّه علیه گفت: «یا دلیلَ المُتحیّرینَ زِدْنی تحیّراً»؛ از آنچه زیادت تحیر اندر مشاهدت، زیادت درجه باشد.
💡 چو حال چرخم از ینسان مشاهدت افتاد بنزد عقل شدم بهر کشف این احوال